در عشق غصه خوردم ،هیچ عاشقی یادم نکرد
در قفس دریا ماندم ، ولی صیاد آزادم نکرد
آتش دروغ عشقت ،آنچنان از زندگی سیرم بکرد
من آرزوی مرگ کردم ، (لبخند) مرگ هم از من یادی نکرد
تکیه بر صیاد میکنم ، محرم اسرارم کسیت
من تجربه کردم ، کسی بی تور و قلاب
همدم ماهی آزاد دریای، تو نیست
آرزو دارم، صیاد...
تو شبی عاشق شوی
می رسد روزی که مرگ ماهی
عشق را باور کنی ...
چه حیف شد دیر فهمیدم برای عاشقی چرب زبانی کافیست..
مـیــدونــیــن دِلــَــم چـــی مـــیـــخـــواد!
من نه فرهادم ، نه مجنونم ، نه بیژن ،
من همان عاشقِ ساده دل تنهام که بی تو هیچم . . .