دلنوشته ها

دلنوشته ها

از دل نوشته هایم ساده نگذر به یاد داشته باش این « دل نــوشــته » ها را یک « دل » نوشته ...!
دلنوشته ها

دلنوشته ها

از دل نوشته هایم ساده نگذر به یاد داشته باش این « دل نــوشــته » ها را یک « دل » نوشته ...!

 کنارم نیستی اما دائم در کوچه های ذهنم قدم میزنی شاید عزیز بودن یعنی همین

 تو صادقانه گفتی در خانه ی قلبت هیچ جایی برای من نیست 


و من بر قلب سنگیت بوسه میزنم ک با من صادق بود...

گاهی وقتا دلم میخاد بگم

 من رفتم ...باهات قهرم.....

 دیگه تموم... دیگه دوست ندارم ... 

و چقد دلم میخواهد بشنود ...

کجا بچه لوس؟  غلط میکنی ک میری .... مگه دست خودته؟

  رفتن به این نیست 

 اما نمیدانم چ حکمتی است ک ادمی ..همیشه اینجور وقتها میشنود...

 به جهنم...

این روزها


این روزها اصلا حواست به من نیست …

دیگر خبری از من نمی گیری

اما با این حال درکت می کنم ،


با “او” بودن تمام وقتت را گرفته است !

بی حوصلگی


03


حوصله ات که سر می رود ؛


با دلـــــــــــــم بازی نکن ،


من در بی حوصلگی هایم با تو زندگی کرده ام.

شکستن



من شکستن نمیدانم ،


ولی هر کس از کنارم گذشت شکستن را خوب بلد بود


دلم را، عهدش را ، غرورم را ، کمرم را..دلم را با نگاه سردش..و


کمرم را.. با رفتنش

درد من



درد مرا شمعـــــــــی می فهمد …

که برای دیدن یـــــــک چیز دیگــــر ،

آتشـــــــــش زدنــــد …

امشب



امشب تمام حوصله ام را

در یک کلام کوچک

از تو

خلاصه کردم

ای کاش می شد

یک بار بگویم ” دوستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم ”

ای کاش فقط

تنها همین یک بار

تکرار می شد!


به دلت بد نیار


 اگر آمدى

به دلت بد نیار

شهر همان شهر است

کوچه همان کوچه خانه همان

... تنها من،

کمى مرده ام .

عــشـق ؛


عــشـق ؛

زیـــــبـاتـــریــن لـــذّتـــیـست ..

کــه بـه وقــت ِ ارتـــکاب ِ آن ..
...

خـــــدا ،

بـــــرای ِ بـــــشر ..

ایــــستــاده “دســـت” مــــــیـزنــــد