دلنوشته ها

دلنوشته ها

از دل نوشته هایم ساده نگذر به یاد داشته باش این « دل نــوشــته » ها را یک « دل » نوشته ...!
دلنوشته ها

دلنوشته ها

از دل نوشته هایم ساده نگذر به یاد داشته باش این « دل نــوشــته » ها را یک « دل » نوشته ...!

اینجا . . . .


اینجا در قلب من حد و مرزی
برای حضور تو نیست نفسم
به من نگو که چگونه بی تو
زیستن را تمرین کنم نفسم
مگر ماهی بیرون از آب
می تواند نفس بکشد؟؟؟
مگر می شود هوا را از
زندگیم برداری و من
زنده بمانم؟؟؟
بگو معنی تمرین چیست؟؟؟
بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟؟؟
بریدن از خودم را؟؟؟

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

برووووووووووووو


بـــــــــــــرو!!!!

ترســــ از هیچ چیز ندارمــــ

وقتیـــــ یقینـ دارم بیشتر از منـــ

کسی دوستت نخـــــــواهد داشت

بیشتر از منــــ کسی طاقت کمـــ محلی هایت را ندارد

بــــــــــــرو!!!!

ترس برای چه؟؟

وقتی می دانمــ یکــ روز تُف می اندازی به رویـــــ تمام آن هایی که

به خاطرشــــان من را از دستـــــ دادی.... !..

بهانه


رفتنـــ بهــانه نمیـــ خواهــد ؛

بهـانهــ های مانـدنـــ که تمـامـــ شــود

کــافـیستــ ــ ـ

چقدر زیباست


چقدر زیباست کسی را دوست بداریم

 

    نـــــــــه برای نیاز...

 

           نه از روی اجــــبار...

 

                    نه از روی تنـهایی...

 

                                   فقــــط برای اینکه...

 

                   "ارزش دوس داشــــــــــــــــــــــتن داره"

شکسپیر


دریک رابطه دونفره وقتی دونفر هیچ مشکلی باهم ندارند حتما یکی

ازانها تمام حرفای دلش رانمیگوید(شکسپیر)

هر چقدر بد شدی


هر چقدر بد شدی بازمـــــ حرفـــــ رفتن نزدمـــــ

تو همش راهتو رفتی من همش راه اومدمــــ

تا به سختی ها رسیدی خودتو باختی چرا؟

اگه دوریمــــ دغدغتــــ بود دورمــــ انداختی چرا؟

هر کاری کردمــــ به چشتــــ اصلا نیومد

ببخش عزیزمــــ که همین ازمــــ براومد

چی شد اون حس زلالتــــ اون دل ساده و صافــــ

لااقل دستشو ول کن جلو من بی انصافــــ

من دلمــــ قد یه دریاستــــ ، طاقتمــــ خیلی کمه

نگیر دستاشو اقلا ، پیشمــــ انقد محکمــــ

تا یکی اومد سراغتــــ دل من رو پس زدی

تو کنار کشیدی اما کاش کنار میومدی...

تو دنیای من


تو دنیای من هیچ کسی جز تو نیستــــ

منمـــ با یه خونه ، یه دونه اتاق

همه صورتمـــ خیس گریستـــ بذار

همینجوری تاریکــــ بمونه اتاق

از این خونه ی لعنتی خسته امـــ

من افسردمـــ از وقتی عاشق شدمـــ

جای زندگی توی اغوش تو

دارمـــ زندگی میکنمـــ با خودمـــ

من حتی واسه درد و دل کردنمـــ

کسی رو ندارمـــ که درکمـــ کنه

من عاشق شدمـــ عاشق اون کسی

که هر لحظه میتونه ترکمـــ کنه...

یادت رفته


تـــو یادتـــ رفته وقتی گریه دارمـــ

برای اشکای مــن شونه باشی

تـــو یادتـــ رفته باید خونه باشی

باید پیش مــن دیوونه باشی

نگو خونه بگو دیوار بی درد

که سرتا پاشو خاموشی گرفته

مگه من توی تقدیرتـــ نبودمـــ

شاید دنیا فــراموشی گــرفته !!!

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.