خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم
همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت
من همانی ام که همیشه دعاهای عحیب و غریب می کند
و چشم هایش را می بندد و می گوید
من این حرف ها سرم نمی شود. باید دعایم را مستجاب کنی
همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند
همانی که نمازهایش یکی در میان قضا می شود و کلی روزه نگرفته دارد
همانی که بعضی وقت ها پشت سر مردم حرف می زند
گاهی بد جنس می شود البته گاهی هم خود خواه
حالا یادت آمد من کی هستم
خدایا هر چند دلم را شکستند . . .اما . . می خواهم آنگونه زنده ام نگاه داری که نشکند دلی از زنده بودنم
و آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از نبودن
میدانی رفیق . . .
گاهی دلم میخاد یکی ازم اجازه بخواد که بیاد توی تنهاییم و من اجازه ندم !
و اون بی تفاوت به مخالفتم بیاد و آروم بغلم کنه و بگه :
مگه من مردم که تو تنها بمونی . . .
میدانی رفیق . . .هر چقدر هم بگویی :
مرد ها فلان . . . زن ها فلان . . .
تنهایی خوب . . . و از این حرفها . . .
هر چقدر هم که مغرور باشی آخر روزی قلبت برای یکی تندتر میزنه . . .
شک نکن . . .
جواب sms تو نده . . .
چند ساعت نگرانش باشی . . .
بعد با یک خط غریبه بهش زنگ بزنی و با دومین بوق گوشی رو برداره . . .
اونوقته که میفهمی دیگه دوستت نداره . . . اونوقت باید تنهاش بذاری رفیق. . .
باید عاشق باشی تا بفهمی!
نگاه سرد یعنی چی!
دست سرد یعنی چی!
حرف سردیعنی چی!
درمقابل دوستت دارم گفتنت
سکوت سرد یعنی چی!
باید عاشق باشی تا بفهمی گرمای نگاه وحرف ودستت
وقتی به سرمای نگاه او برخورد میکند چگونه قلبت را اتش میزند
عشقه من . . .
اینروزها که هنوز نیستنت را به هوای دوباره داشتنت ثانیه شماری میکنم . . .
ساکتم .حرف نمیزنم. نه که چیزی برای گفتن نباشد... نه .به این سکوت پیله کرده
ام. نه که ندانم چه بگویم
اینروزها از همیشه پر تر از حرفم . از همیشه بیشتر گفتنی دارم ولی من مانده ام و
یک عالمه ناگفته های ناشنیده...
میروم تا فراموشم کنی ...
در فراموشی هم آغوشت میکنم تا طعم تلخ برخوردهای سردت یادم برود...
ناگفته هایم را میگذارم گوشه ی دلم تا روزی که تو بیایی...
روزی که باشی و بخواهی برایت حرف بزنم...
تا اون موقع... هر وقت خورشید را بالای سرت دیدی بدان در غروبی دلگیر به تو
می اندیشم ...
به اینکه اگر کاری که عشق با من کرد با تو میکرد چند روز دوام میاوردی...؟؟؟؟
خوبـــ بمآنــ و زندگیــ کن !
یآدتـــ بآشد سالهـآییــــ کهـــ نیستم تآ یآدآوریــ کنم خودت مراقب خودتـــ باشیـــ...!
خوب بآشــ....
مَن بهـــ پشتوآنه خوشحالیــ [تــــو] اینگونه میرومـــ....!
جآییـــ خوآنده بودمـــ....:
عشقـــ یعنی تــو بمونـــ من میرمــــ.....!!
ای کاش می شد مثل یه برگ زرد توی پاییز زندگی رو رها کرد و
خود رو به
دست باد سپرد...
ای کاش می شد
وقتـــــی به عقب بر میگردی ؛
متوجه میشی که جــــــای بعضیا ،
الان که تو زندگیت خالــــــی نیست هیـــــچ …
اون موقعشم زیـــــــــــادی بوده … !!!