دلنوشته ها

دلنوشته ها

از دل نوشته هایم ساده نگذر به یاد داشته باش این « دل نــوشــته » ها را یک « دل » نوشته ...!
دلنوشته ها

دلنوشته ها

از دل نوشته هایم ساده نگذر به یاد داشته باش این « دل نــوشــته » ها را یک « دل » نوشته ...!

من در میان مردمی هستم

که باورشان نمیشود تنهایم

می گویند خوش بحالت که خوشحالی

نمیدانند دلیل شاد بودنم باج به آنهاست

برای دوست داشتن من


انگشت نمای مردم شهر شده ام


شیرین ندیده اند


که تیشه به دست بگیرد


و به سمت بیستون برود

هر آدمی تو زندگیش یه بی معرفت داره


که اون بی معرفت


دوست داشتنی ترین آدم روزگاره


به سلامتی بی معرفت خودم


میـــدانی؟


دلـــــــم


یک آمدن میخواهد


بـــی هیچ رفـتنــــی


و یـــک همــــدرد


کــه خیـــــانت نـداند

گاه یک سنجاقک به تو دل میبندد

و تو هر روز سحر می نشینی لب حوض

تا بیاید از راه

از خم پیچک نیلوفرها

روی موهای سرت بنشیند

یا که از قطره آب کف دستت بخورد

گاه یک سنجاقک

همه ی معنای یک زندگی است

 

قلبی دارم خسته از تپیدن

مــــی گــــویــنــد ســـــاده ام ..!

مـــی گـــویـــنـــد تــــو مــــرا با یــک نــگــاه ..

یـــک لبـــــخـنـــد ..

بــه بــازی میـــــگیــــری ..!

مــــــی گـــــوینــــد تـــرفنــدهـــایت ، شـــیطنـــت هــــایت ..

و دروغ هایـــت را نمــــی فهمــــم ..

مــــــی گویند ســــاده ام ..!

اما مــــــــن فـــــقــــــط ساکــــــــتم

همیـــــــــن!

درد فرآوان دارم

و آنــــها ایــــن را نمـــــــیفــــهمنــــد ..!!‬

می شود باران ببارد؟

همین امشب!

قول می دهم فقط قطره های پاکش را بغل کنم!

و بی هیچ اشکی دستهایش را بگیرم

قول می دهم

فقط بویش را حس کنم!

اصلا اگر ببارد

فقط از پشت پنجره نگاهش می کنم

قول می دهم برایش شعر نگویم

فقط... می شود؟امشب.... ؟

خدایا

دلم به اندازه تمام روزهای بارانی گرفته


من بی تو


من

 

بی تو

 

در غریب ترین شهر عالمم...

 


بی من

 

تو در کجای جهانی

 

که نیستی؟!...

خدایا!

خدایا!

دستانی را در دستانم قرار بده

که پاهایش با دیگری پیش نرود...

تمام وجودم از آن تو بود


گفتم :

تمام وجودم از آن تو بود



مشکلم چیست که با من چنین میکنی ؟


گفت :


آنقدر خوبی که حالم را بهم میزنی ...